به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی میرزایی، عضو هیئت علمی جامعهالمصطفی العالمیه، در نشست نقد و بررسی کتاب «ایران، اخوان و خیزشهای عربی؛ شگفتانهها و ناگفتهها» با حضور مؤلف و جمعی از پژوهشگران و صاحبنظران در دانشگاه باقرالعلوم(ع) با تمجید از جایگاه پژوهشی کتاب «ایران، اخوان و خیزشهای عربی»، این اثر را متنی دقیق و مرجع در حوزه اخوانپژوهی فارسی دانست که بستری جامع برای فهم عمیق مناسبات جریانهای اسلامی و تحولات معاصر منطقه فراهم کرده است.
گذار از پژوهشهای تکراری به سمت سرمایههای مغفول
استاد جامعه المصطفی العالمیه در بخش دیگری از این نشست، کتاب را اثری مهم در حوزه اخوانپژوهی فارسی دانست و گفت: در مطالعات مربوط به اخوان، نمیتوان از تجربه و پژوهشهای خامهیار عبور کرد و این اثر میتواند بهعنوان یک منبع و مرجع مورد استفاده پژوهشگران قرار گیرد.
وی بر ضرورت گسترش پژوهشها در موضوعات کمتر بررسیشده تأکید کرد و افزود: لازم است مراکز پژوهشی از موضوعات تکراری فاصله گرفته و به سراغ مسائل چالشبرانگیز و سرمایههای مغفول در این حوزه بروند.
حجت الاسلام والمسلمین میرزایی همچنین بر ضرورت بازنگری در تحلیل مناسبات ایران و اخوان تأکید کرد و افزود: همچنان این پرسش وجود دارد که تحلیلهای ارائهشده درباره اخوان و نسبت آن با ایران تا چه اندازه دقیق است و برای ترسیم یک نقشه تحلیلی تازه، باید این مناسبات دوباره بررسی شود؛ لذا ضرورت تعریف دقیق مفاهیم، بیش از پیش احساس میشود.
بازخوانی انتقادی؛ شش محور تحلیلی دکتر میرزایی
عضو هئیت علمی جامعه المصطفی العالمیه به عنوان ناقد اثر، مباحث خود را در شش محور اصلی به شرح زیر تبیین کرد:
جایگاه مرجعیت کتاب و تجربه زیسته مؤلف
کتاب آقای دکتر خامهیار به یک اثر مرجع در حوزه اخوانپژوهی تبدیل شده است؛ یعنی هر کسی میخواهد درباره اخوانالمسلمین و رابطهاش با ایران تحقیق کند، ناچار باید به این کتاب مراجعه کند. اما نکته مهمتر این است که تجربه زیسته و میدانی ایشان (دیدارها و ارتباطات مستقیم با رهبران اخوان) حتی از متن کتاب غنیتر و ارزشمندتر است.
نگاه آیندهپژوهانه و پیشبینی تحولات
فصل چهارم کتاب (حدود صفحه ۱۹۰ به بعد) بسیار جذاب است. ایشان پیش از تحولات اخیر منطقه، با تحلیل آرای اندیشمندانی مثل برنارد لوئیس و دیگران، و همچنین بررسی پروژه سایس-پیکو، تصویری از آینده منطقه، ایران و جهان اسلام ترسیم کرده است. این پیشبینیها با دادههای تحلیلگران عربی نیز تطبیق داده شده است.
همپوشانیهای تاریخی و تمدنی اخوان و انقلاب ایران
بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی، اخوانالمسلمین به عنوان اصلیترین آلترناتیو سیاسی-تمدنی در جهان اسلام مطرح شد. قانون اساسی ۱۹۲۴ (یا ۱۹۲۶) اخوان نشان میدهد چقدر اشتراکات بنیادین با ایدههای انقلاب اسلامی ایران دارد. این همپوشانی جای سؤال دارد که آیا اتفاقی بوده یا برنامهای پشت آن قرار داشته است.
عدمقطعیت مثبت؛ نشانه شهامت علمی
نویسنده بین دو روایت «بیداری اسلامی» و «بهار عربی» مردد میماند و هیچکدام را قاطعانه رد یا تأیید نمیکند. این در نگاه اول ضعف به نظر میرسد، اما در واقع نشانه شهامت علمی و صداقت فکری ایشان است؛ چون واقعیت میدانی هم نشان میدهد که جریانهای مختلف اخوان (مصر، تونس، سوریه، حماس) مواضع متفاوتی دارند و نمیشود همه را با یک برچسب ساده توصیف کرد.
فراخوان به بازنگری در نقشه تحلیلی ایران
نمیشود با قطعیت از تقربهای بنیادین اخوان و انقلاب اسلامی دفاع کرد. هزینه خودپنداریهای دهههای اول انقلاب در قبال جریانهای اسلامی منطقه زیاد بوده است. نیاز به یک نقشه تحلیلی جدید و بازنگریشده از مناسبات ایران و اخوان داریم و این کتاب بهترین نقطه شروع برای این بازنگری است.
لزوم فهم عمیق در مواجهه با جریان زیدیه یمن
همین مشکل در برخورد با یمنیها هم دیده میشود. برخی در ایران نگاه احساسی و سطحی به جریان یمن دارند (مثل شعار «یاد بگیر از یمنی»)، اما جریان زیدیه یمن هویت فکری و تودهای خاص خودش را دارد که با تصورات رایج در ایران متفاوت است. این موضوع نیز نیازمند فهم عمیقتر و بازنگری در رویکردها است.










نظر شما